خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود درباره‌ی عدم، هستی ناقص، جنون و خرد، و جستجوی معنا در زندگی سخن می‌گوید. او با تصاویر شاعرانه‌ای مانند دریا، آتش، و قیامت، احساسات خود را بیان می‌کند و از ناله و فریاد به عنوان نمادی از درد درونی یاد می‌کند.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مضامین مانند درد وجودی و هستی ناقص ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۶۴۶ - هردم از شوق عدم ناله و فریاد زنم

هردم از شوق عدم ناله و فریاد زنم
نه حبابم که گره بیهده بر باد زنم ۱

جوهر ذاتی من موجه دریای بقاست
پیچ و خم چند درین بیضه فولاد زنم؟ ۲

نعل من پیش محیط است در آتش چون سیل
تا به دریا نرسم ناله و فریاد زنم ۳

این قیامت که من از هستی ناقص دیدم
نیست ممکن که به محشر در ایجاد زنم ۴

چه گشادم ز جنون شد که خردمند شوم؟
از خرابات چه دیدم که به آباد زنم؟ ۵

چهره ساخته ماه دلم کرد سیاه
می روم صیقلش از حسن خداداد زنم ۶

چون کسی نیست که باری ز دلم بردارد
چون جرس چند درین قافله فریاد زنم؟ ۷

صائب این زمزمه ها از سر بیدردی نیست
که صلا از نفس گرم به صیاد زنم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۴۵ - کیستم من که ز فرمان تو سرگردانم؟
گوهر بعدی:غزل ۵۶۴۷ - من نه آنم که چو گلچین در گلزار زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.