خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و رابطهی عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و آفریننده یاد میکند که جهان را به حرکت درمیآورد. همچنین، به مفاهیمی مانند وحدت وجود، خلقت و رابطهی انسان با خدا اشاره دارد. شمس تبریز نیز به عنوان نماد عشق و معرفت الهی مورد ستایش قرار میگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و پیچیدهی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۱۴۱ - ای خجل از تو شکر و آزادی
ای خَجِل از تو شُکر و آزادی
لایِقِ آن وصالْ کو شادی؟ ۱
عشق را بین که صد دَهان بِگُشاد
چون تو چَشمانِ عشقْ بُگْشادی ۲
ای دِلا، گِردِ حوض میگشتی
دیدی آخِر که هم دَراُفْتادی ۳
ز آب و آتش، چو بادْ بُگْذشتی
ای دل اَرْ آتشیّ و اَرْ بادی ۴
دل و عشقَند هر دو شاگردش
خورْد شاگرد را به اُستادی ۵
اوّلا هر چه خاک و خاکی بود
پیشِ جاروبِ بادْ بِنْهادی ۶
تا همه باد گشت آبِسْتَن
تا از آن بادْ عالَمی زادی ۷
زادهٔ باد خورْد مادر را
هَمچو آتش، زِ تابِ بیدادی ۸
کِرمَکی در درختْ پیدا شُد
تا بِخوردَش زِ اصل و بُنیادی ۹
عشق، آن کِرم بود در تَحْقیق
در دلِ صد جُنَیدِ بَغدادی ۱۰
نی جُنَیدی گُذاشت و نی بَغداد
عشقِ خونی، به زَخْمِ جَلّادی ۱۱
چون خلیفه بِکوفت طَبْلِ بَقا
کرد خالِقْ اساسِ ایجادی ۱۲
یک وجودی بزرگ ظاهر شُد
همه شادیّ و عِشرَت و رادی ۱۳
شَمسِ تبریز چهرهیی بِنِما
تا نِمایَم سُخَن به عَبّادی ۱۴
لایِقِ آن وصالْ کو شادی؟ ۱
عشق را بین که صد دَهان بِگُشاد
چون تو چَشمانِ عشقْ بُگْشادی ۲
ای دِلا، گِردِ حوض میگشتی
دیدی آخِر که هم دَراُفْتادی ۳
ز آب و آتش، چو بادْ بُگْذشتی
ای دل اَرْ آتشیّ و اَرْ بادی ۴
دل و عشقَند هر دو شاگردش
خورْد شاگرد را به اُستادی ۵
اوّلا هر چه خاک و خاکی بود
پیشِ جاروبِ بادْ بِنْهادی ۶
تا همه باد گشت آبِسْتَن
تا از آن بادْ عالَمی زادی ۷
زادهٔ باد خورْد مادر را
هَمچو آتش، زِ تابِ بیدادی ۸
کِرمَکی در درختْ پیدا شُد
تا بِخوردَش زِ اصل و بُنیادی ۹
عشق، آن کِرم بود در تَحْقیق
در دلِ صد جُنَیدِ بَغدادی ۱۰
نی جُنَیدی گُذاشت و نی بَغداد
عشقِ خونی، به زَخْمِ جَلّادی ۱۱
چون خلیفه بِکوفت طَبْلِ بَقا
کرد خالِقْ اساسِ ایجادی ۱۲
یک وجودی بزرگ ظاهر شُد
همه شادیّ و عِشرَت و رادی ۱۳
شَمسِ تبریز چهرهیی بِنِما
تا نِمایَم سُخَن به عَبّادی ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۴۰ - صنما، بر همه جهان، تو چو خورشید سروری
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴۲ - حکم نو کن، که شاه دورانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.