خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تصاویر طبیعت مانند دریا، نهنگ، گل سرخ و غنچه برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه استفاده میکند. شاعر از زمانه و ناپایداری آن شکایت دارد و به عشق و جنون نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به خلاقیت در سرودن غزلهای عاشقانه میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۳۹۴۳ - کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
که سربه اره پشت نهنگ شانه ۱
زمانه روی گل سرخ را بر آتش داشت
سزای آن که شکرخند بیغمانه کند ۲
ز جوش گل نفس غنچه پردگی شده است
چگونه مرغ درین گلشن آشیانه کند ۳
شکر به چاشنی زهر عادتی نرسد
زمانه ساز چه اندیشه از زمانه کند ۴
شدم مقیم به دشت جنون چه دانستم
که موج ریگ روان کار تازیانه مند ۵
به نخل خامه صائب شکستگی مرساد
که اختراع غزلهای عاشقانه کند ۶
که سربه اره پشت نهنگ شانه ۱
زمانه روی گل سرخ را بر آتش داشت
سزای آن که شکرخند بیغمانه کند ۲
ز جوش گل نفس غنچه پردگی شده است
چگونه مرغ درین گلشن آشیانه کند ۳
شکر به چاشنی زهر عادتی نرسد
زمانه ساز چه اندیشه از زمانه کند ۴
شدم مقیم به دشت جنون چه دانستم
که موج ریگ روان کار تازیانه مند ۵
به نخل خامه صائب شکستگی مرساد
که اختراع غزلهای عاشقانه کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴۲ - کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴۴ - سپهر نیک وبد از یکدگر جدا نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.