خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با بهرهگیری از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند درد و رنج عشق، ناامیدی، امید به تازگی و تجدید حیات، و تأثیر هنر و شعر در زندهکردن احساسات میپردازد. شاعر از داغهای کهنه، تازهشدن دردها، و امید به بهبودی سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۹۴۲ - کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
که تخم سوخته را ابر داغ تازه کن ۱
کجاست سوختگان را دماغ خودسازی
به ناخن دگران لاله داغ تازه کند ۲
درین بهار که صد جامه خار گردانید
نشد که جامه خودسروباغ تازه کند ۳
دماغ سافی ما می خورد ز جیحون آب
مگر به خون جگر، دل دماغ تازه کند ۴
ز خط سیه نشودروز آتشین رویی
که داغ کهنه ما را به داغ تازه کند ۵
دلی که داغ نهان نیست مجلس افروزش
دماغ خود به کدامین ایاغ تازه کند ۶
ز داغ سینه من آب وتاب دیگر یافت
که تازه رویی گل جان باغ تازه کند ۷
درین صحیفه من آن خامه سیه روزم
که مغز خشک به دودچراغ تازه کند ۸
دمی که صائب ازوبوی صدق می آید
چوباد صبح جهان را دماغ تازه کند ۹
که تخم سوخته را ابر داغ تازه کن ۱
کجاست سوختگان را دماغ خودسازی
به ناخن دگران لاله داغ تازه کند ۲
درین بهار که صد جامه خار گردانید
نشد که جامه خودسروباغ تازه کند ۳
دماغ سافی ما می خورد ز جیحون آب
مگر به خون جگر، دل دماغ تازه کند ۴
ز خط سیه نشودروز آتشین رویی
که داغ کهنه ما را به داغ تازه کند ۵
دلی که داغ نهان نیست مجلس افروزش
دماغ خود به کدامین ایاغ تازه کند ۶
ز داغ سینه من آب وتاب دیگر یافت
که تازه رویی گل جان باغ تازه کند ۷
درین صحیفه من آن خامه سیه روزم
که مغز خشک به دودچراغ تازه کند ۸
دمی که صائب ازوبوی صدق می آید
چوباد صبح جهان را دماغ تازه کند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴۱ - دماغ سوختگان را شراب تازه کند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴۳ - کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.