خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، عشق و زیبایی معشوق را با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا توصیف میکند. شاعر از نگاه به معشوق، تأثیر جادویی ابروی او، حسرت عاشقان، و ناتوانی در پنهان کردن عشق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فرصتهای از دست رفته، نقد دیگران به جای خودشناسی، و قدرت عشق و شراب در تغییر انسان اشاره دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از استعارهها مانند تأثیر شراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۹۴۰ - اگر به قامت رعنای او نظاره کند
اگر به قامت رعنای او نظاره کند
ز طوق فاخته زنجیر سروپاره کند ۱
من و نظاره ابروی او که چون مه عید
تمام عیش جهان را به یک اشاره کند ۲
نصیب صبح ز خورشید داغ حسرت شد
دگر کسی به چه امید سینه پاره کند ۳
نفس شمرده زند هر که در بساط وجود
چوصبح زندگی خویش را دوباره کند ۴
گرفتم این که بود موج در شنا تردست
چه دست وپای درین بحر بی کناره کند ۵
عجب که فرصت دیدن به عیب خلق رسد
به عیب خویش اگر آدمی نظاره کند ۶
چهابه چشم تماشاییان کند یا رب
رخی که دیده خورشید پرستاره کند ۷
نهان چگونه کنم عشق را که زور شراب
به شیشه های تنک کار سنگ خاره کند ۸
چو شمع گریه هرکس که آتشین باشد
جز این که دست بشوید ز جان چه چاره کند ۹
کسی که چون دل صد پاره مصحفی دارد
چرا به مهره گل صائب استخاره کند ۱۰
ز طوق فاخته زنجیر سروپاره کند ۱
من و نظاره ابروی او که چون مه عید
تمام عیش جهان را به یک اشاره کند ۲
نصیب صبح ز خورشید داغ حسرت شد
دگر کسی به چه امید سینه پاره کند ۳
نفس شمرده زند هر که در بساط وجود
چوصبح زندگی خویش را دوباره کند ۴
گرفتم این که بود موج در شنا تردست
چه دست وپای درین بحر بی کناره کند ۵
عجب که فرصت دیدن به عیب خلق رسد
به عیب خویش اگر آدمی نظاره کند ۶
چهابه چشم تماشاییان کند یا رب
رخی که دیده خورشید پرستاره کند ۷
نهان چگونه کنم عشق را که زور شراب
به شیشه های تنک کار سنگ خاره کند ۸
چو شمع گریه هرکس که آتشین باشد
جز این که دست بشوید ز جان چه چاره کند ۹
کسی که چون دل صد پاره مصحفی دارد
چرا به مهره گل صائب استخاره کند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۳۹ - بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴۱ - دماغ سوختگان را شراب تازه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.