خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات و تفکرات شاعر دربارهی طبیعت، عشق، رحمت و هستی میپردازد. شاعر از عناصری مانند بهار، باغ، گل، آتش، زمین و ذره استفاده میکند تا مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی را انتقال دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
غزل ۳۹۳۹ - بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
به تخم سوخته دلسوزی زمین چه کند ۱
گل پیاده اوسرورا خجل دارد
اگر سوار شود در میان زین چه کند ۲
اگر نه فکر عقیق دهان او باشد
کسی علاج جگرهای آتشین چه کند ۳
چه مرده اید که رحمت به ما چه خواهد کرد
جز این لطف کند یار نازنین چه کند ۴
ز وصف ذره بودبی نیاز پرتومهر
سخن بلند چو افتاد آفرین چه کند ۵
یکی است نسبت برق فنا به آهن و موم
حصار عافیت خودکس آهنین چه کند ۶
خیالش از دل تنگم چه می کشد صائب
به تنگنای صدف گوهر ثمین چه کند ۷
به تخم سوخته دلسوزی زمین چه کند ۱
گل پیاده اوسرورا خجل دارد
اگر سوار شود در میان زین چه کند ۲
اگر نه فکر عقیق دهان او باشد
کسی علاج جگرهای آتشین چه کند ۳
چه مرده اید که رحمت به ما چه خواهد کرد
جز این لطف کند یار نازنین چه کند ۴
ز وصف ذره بودبی نیاز پرتومهر
سخن بلند چو افتاد آفرین چه کند ۵
یکی است نسبت برق فنا به آهن و موم
حصار عافیت خودکس آهنین چه کند ۶
خیالش از دل تنگم چه می کشد صائب
به تنگنای صدف گوهر ثمین چه کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۳۸ - سخن به مردم افسرده دل اثر چه کند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴۰ - اگر به قامت رعنای او نظاره کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.