خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ تنهایی، بیاعتباری، و انتقام است. شاعر از تب و خمار، غبار روی آینه، و بیاعتباری نزد دیگران سخن میگوید. همچنین، او از روزگار به عنوان انتقامگیرنده یاد میکند و به زیباییهای طبیعت مانند بنفشه و یاسمن اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همراه با اشارات به غم و انتقام، ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
غزل ۳۷۹۴ - ز می مرا تب لرز خمار می گیرد
ز می مرا تب لرز خمار می گیرد
ز صیقل آینه من غبار می گیرد ۱
من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش
کنون ز من همه کس اعتبار می گیرد ۲
ندیده است سیه مستی مرا خورشید
همیشه صبح مرا در خمار می گیرد ۳
بنفشه می دمد از یاسمین اندامت
اگر نسیم ترا در کنار می گیرد ۴
اگر سپند به من جای خویش ننماید
به بزم او که مرا در شمار می گیرد؟ ۵
چرا ز خصم کشم انتقام خود صائب؟
چو انتقام مرا روزگار می گیرد ۶
ز صیقل آینه من غبار می گیرد ۱
من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش
کنون ز من همه کس اعتبار می گیرد ۲
ندیده است سیه مستی مرا خورشید
همیشه صبح مرا در خمار می گیرد ۳
بنفشه می دمد از یاسمین اندامت
اگر نسیم ترا در کنار می گیرد ۴
اگر سپند به من جای خویش ننماید
به بزم او که مرا در شمار می گیرد؟ ۵
چرا ز خصم کشم انتقام خود صائب؟
چو انتقام مرا روزگار می گیرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۹۳ - عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹۵ - غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.