خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده مانند غزال، پلنگ، دریا و نهنگ برای بیان مفاهیم عشق، تسلیم، عقل و آزادی استفاده می‌کند. شاعر از تضادها و تناقض‌های زندگی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند تقدیر، جبر و انتخاب انسان می‌پردازد.

متن از مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی استفاده می‌کند که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷۹۵ - غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد

غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد
حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد ۱

بود مصاف تو ای چرخ با شکسته دلان
همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد ۲

مکش سر از خط تسلیم عشق کاین صیاد
به دام موج ز دریا نهنگ می گیرد ۳

چه طالع است که شیرازه سفینه من
مزاج اره پشت نهنگ می گیرد ۴

به چشم جوهریان آب چون نگرداند؟
ز آب این گهر آیینه زنگ می گیرد ۵

ز قید عقل، مرا هر که می کند آزاد
اسیری از کف اهل فرنگ می گیرد ۶

درین دیار چه لنگر فکنده ای صائب؟
چه قیمت آینه در شهر زنگ می گیرد؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۹۴ - ز می مرا تب لرز خمار می گیرد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹۶ - ز یاد عیش مرا سینه زنگ می گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.