خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند ناامیدی، عشق ناکام، گذر زمان و بیثباتی دنیا میپردازد. شاعر از تلاشهای بیثمر، سردی دل و عدم بازگشت به گذشته سخن میگوید. همچنین، به ناپایداری زندگی و بیفایده بودن دلبستگی به دنیا اشاره میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و بیثباتی دنیا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۷۰۱ - ز می پرستی خود لاله برنمی گردد
ز می پرستی خود لاله برنمی گردد
شب سیاه درونان سحر نمی گردد ۱
دمید خط و دل سخت یار نرم نشد
ز دود، دیده، آیینه تر نمی گردد ۲
دلیل راحت ملک عدم همین کافی است
که هرکه رفت به آن راه بر نمی گردد ۳
مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که آفتاب ملول از سفر نمی گردد ۴
درین محیط که از صدق می گشاید لب؟
که چون دهان صدف پرگهر نمی گردد ۵
ز شست صاف تو صیدی که می گشاید لب؟
کباب تا نشود باخبر نمی گردد ۶
مکن ز چتر مرصع به بی کلاهان فخر
که پیش تیر حوادث سپر نمی گردد ۷
درین ریاض به جز آب تیشه، نخل امید
ز هیچ آب دگر بارور نمی گردد ۸
ز آفتاب دل ذره سرد شد صائب
دل من است که از یار برنمی گردد ۹
شب سیاه درونان سحر نمی گردد ۱
دمید خط و دل سخت یار نرم نشد
ز دود، دیده، آیینه تر نمی گردد ۲
دلیل راحت ملک عدم همین کافی است
که هرکه رفت به آن راه بر نمی گردد ۳
مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که آفتاب ملول از سفر نمی گردد ۴
درین محیط که از صدق می گشاید لب؟
که چون دهان صدف پرگهر نمی گردد ۵
ز شست صاف تو صیدی که می گشاید لب؟
کباب تا نشود باخبر نمی گردد ۶
مکن ز چتر مرصع به بی کلاهان فخر
که پیش تیر حوادث سپر نمی گردد ۷
درین ریاض به جز آب تیشه، نخل امید
ز هیچ آب دگر بارور نمی گردد ۸
ز آفتاب دل ذره سرد شد صائب
دل من است که از یار برنمی گردد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۰۰ - ملال در دل بی مدعا نمی گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۰۲ - دل رمیده ملول از سفر نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.