خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، عقل، خاموشی، و رهایی از قید و بندهای مادی می‌پردازد. شاعر از استعاره‌هایی مانند آب، سنگ، و کشتی برای بیان مفاهیم عمیق استفاده می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۳۰ - گر خس و خار ز گرداب برون می آید

گر خس و خار ز گرداب برون می آید
خواجه از عالم اسباب برون می آید ۱

نشود عقل حریف می گلرنگ به زور
ناشناور کی ازین آب برون می آید؟ ۲

سد یأجوج سخن نیست به جز خاموشی
شیشه از عهده سیماب برون می آید ۳

عشق با حسن بود در ته یک پیراهن
ذره با مهر جهانتاب برون می آید ۴

می کند رحم تراوش ز دل سنگ ترا
اگر از دست گهر آب برون می آید ۵

غفلت از تشنه لبی سوخت مرا در جایی
که به ناخن ز زمین آب برون می آید ۶

خامشی مهر لب هرزه درایان گردد
بحر از عهده سیلاب برون می آید ۷

کشتی عقل فکندیم به دریای شراب
تا ببینیم چه از آب برون می آید! ۸

اگر آن موی کمر ترک خم و پیچ کند
صائب از رشته جان، تاب برون می آید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۲۹ - دلبری از خم گیسوی سخن می آید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۳۱ - ناله ای کز دل بیدرد برون می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.