خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از تأثیرات عمیق او بر خود و دیگران مینالد. شاعر از معشوق خود به عنوان موجودی بینظیر و فتنهگر یاد میکند که با خنده، غمزه و زیبایی خود، عقل و دل همه را میرباید و آنها را به جنون و رقص وامیدارد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا بتوان آن را به درستی درک و تفسیر کرد.
غزل ۲۹۳۰ - تو چرا جمله نبات و شکری؟
تو چرا جُمله نَبات و شِکَری؟
تو چرا دِلْبَر و شیرین نَظَری؟ ۱
تو چرا هَمچو گُلِ خندانی؟
تو چرا تازه چو شاخِ شَجَری؟ ۲
تو به یک خنده چرا راه زَنی
تو به یک غَمْزه چرا عقل بَری؟ ۳
تو چرا صافْ چو صَحنِ فَلَکی؟
تو چرا چُست چو قُرصِ قَمَری؟ ۴
تو چرا بیبُنه چون دریایی
تو چرا روشن و خوشْ چون گُهَری؟ ۵
عاقلان را زِ چه دیوانه کُنی؟
ای همه پیشهٔ تو فِتْنه گَری ۶
ساکنان را زِ چه در رَقص آری؟
ز آدمیّ و مَلَک و دیو و پَری ۷
تو چرا توبهٔ مَردم شِکَنی؟
تو چرا پَردهٔ مَردم بِدَری؟ ۸
همه دلها چو در اندیشهٔ توست
تو کجایی؟ به چه اندیشه دَری؟ ۹
تو چرا دِلْبَر و شیرین نَظَری؟ ۱
تو چرا هَمچو گُلِ خندانی؟
تو چرا تازه چو شاخِ شَجَری؟ ۲
تو به یک خنده چرا راه زَنی
تو به یک غَمْزه چرا عقل بَری؟ ۳
تو چرا صافْ چو صَحنِ فَلَکی؟
تو چرا چُست چو قُرصِ قَمَری؟ ۴
تو چرا بیبُنه چون دریایی
تو چرا روشن و خوشْ چون گُهَری؟ ۵
عاقلان را زِ چه دیوانه کُنی؟
ای همه پیشهٔ تو فِتْنه گَری ۶
ساکنان را زِ چه در رَقص آری؟
ز آدمیّ و مَلَک و دیو و پَری ۷
تو چرا توبهٔ مَردم شِکَنی؟
تو چرا پَردهٔ مَردم بِدَری؟ ۸
همه دلها چو در اندیشهٔ توست
تو کجایی؟ به چه اندیشه دَری؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲۹ - ای خیالی که به دل میگذری
گوهر بعدی:غزل ۲۹۳۱ - از دلبر نهانی، گر بوی جان بیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.