خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از پردهای سخن میگوید که نشاندهندهی جهان جان است. شاعر از این پرده میخواهد که از گوش و جانها بگذرد و به عالمی برود که دل را به سوی خود کشیده است. در ادامه، شاعر به زیباییهای طبیعت و نشانههای الهی اشاره میکند که بیانگر قدرت و عظمت خداوند است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در متن، آن را برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز میکند.
غزل ۲۹۱۶ - مرحبا ای پرده، تو آن پردهیی
مَرحَبا ای پَرده، تو آن پَردهیی
کَزْ جهانِ جانْ نشان آوردهیی ۱
بَرگُذَر از گوش و بر جانها بِزَن
زان کِه جانِ این جهانِ مُردهیی ۲
دَررُبا جان را و بَر بالا بُرو
اَنْدَر آن عالَم که دل را بُردهیی ۳
ماهِ خَندانَت گواهی میدَهَد
کان شراب آسْمانی خوردهیی ۴
جانِ شیرینَت نشانی میدَهَد
کَزْ اَلَست اَنْدَر عَسَلْ پَروَردهیی ۵
سَبزهها از خاکْ بَررُستن گرفت
تا نِمایَد کِشتها که کردهیی ۶
کَزْ جهانِ جانْ نشان آوردهیی ۱
بَرگُذَر از گوش و بر جانها بِزَن
زان کِه جانِ این جهانِ مُردهیی ۲
دَررُبا جان را و بَر بالا بُرو
اَنْدَر آن عالَم که دل را بُردهیی ۳
ماهِ خَندانَت گواهی میدَهَد
کان شراب آسْمانی خوردهیی ۴
جانِ شیرینَت نشانی میدَهَد
کَزْ اَلَست اَنْدَر عَسَلْ پَروَردهیی ۵
سَبزهها از خاکْ بَررُستن گرفت
تا نِمایَد کِشتها که کردهیی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۱۵ - خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱۷ - هیچ خمری بیخماری دیدهیی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.