این متن شعری است که به تشویق و انگیزهبخشی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که تنبلی را کنار بگذارد و با سرعت و شجاعت به سوی اهداف خود حرکت کند. او از نمادهایی مانند شیر، روباه، آتش، یوسف و خورشید استفاده میکند تا بر اهمیت تلاش، پشتکار و امید تأکید کند. همچنین، شاعر به مخاطب یادآوری میکند که حتی در تاریکیها و سختیها، طلوع دوباره و موفقیت امکانپذیر است.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انگیزشی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۹۱۵ - خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
وَزْ همه یارانْ تو زوتَر بَرجَهی ۱
هست سَرتیزی شِعارِ شیرِ نَر
هست دَم داری دَرین رَهْ روبَهی ۲
بَرفُروز آتش زَنه در دستِ توست
یوسُفَت با توست، اگر خود در چَهی ۳
گَر غروب آمد، به گورْ اَنْدَرشُدی
بازْ طالِع شو، زِ مَشرق چون مَهی ۴
گَرم شُد آن یَخ زِ جُنبش، پس گُداخت
پس بِجُنب، ای قَدِّ تو سَروِ سَهی ۵
بَرجَهان تو اسب را تُرکانه زود
که به گوشِ توست خوبِ خَرگَهی ۶
سارِعُوا فرمود، پس مَردانه رو
گفتِ شاهَنْشاهِ جانْ نَبْوَد تَهی ۷
هَمچو زُهره ناله کُن هر صُبح گاه
وان گَهْ از خورشید بین شاهَنْشَهی ۸
بَدْرْ هر شب در رَوشِ لاغَرتَر است
بعدِ کاهش یافت آن مَهْ فَربَهی ۹
وَقتِ دوری، شاه پَروَردَت به لُطف
تا چهها بَخشَد چو باشی دَرگَهی ۱۰
بس کُن، آخِر توبه کردی از مَقال
در خَموشیهاست دَخْلِ آگَهی ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.