خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، مهتاب، باده و شبنم، به بیان احساسات عاشقانه، عرفانی و فلسفی می‌پردازد. شاعر از طبیعت به عنوان نمادی برای عشق، صبر، رنج و امید استفاده می‌کند و به مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا و بقا اشاره دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و نمادین نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۹۰ - می برون زان چهره شاداب گل می آورد

می برون زان چهره شاداب گل می آورد
از زمین پاک بیرون آب گل می آورد ۱

چون کتان تاب وصالم نیست، ورنه بی طلب
بهر جیب و دامنم مهتاب گل می آورد ۲

باده را موقوف فصل گل مکن کز خرمی
هر قدر باید شراب ناب گل می آورد ۳

می شود روشن چراغ خاکساران عاقبت
بر مزار بیکسان مهتاب گل می آورد ۴

از خجالت آب چون شبنم شود آن ساده دل
کز چمن در حلقه احباب گل می آورد ۵

نیست دربار من خونین جگر جز لخت دل
در کنار از کشتیم گرداب گل می آورد ۶

هر که افتاده است صادق در محبت همچو صبح
در کنار از مهر عالمتاب گل می آورد ۷

نیست ممکن گل نچیند عاشق از بیطاقتی
رشته در آغوش پیچ و تاب گل می آورد ۸

اشک و آه ماست بی حاصل، وگرنه از چمن
باد بوی گل برون و آب گل می آورد ۹

زاهدی را کان بهشتی روی باشد در نظر
در زمستان صائب از محراب گل می آورد ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۹ - عیبجو چندان که عیب از ما بدر می آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹۱ - از سر من مغز را سودا برون می آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.