خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و ناکامیهای زندگی است. او از سوختن در آتش عشق، حسرت عمر رفته، و بیحیایی روزگار شکایت میکند. با این حال، در میان این رنجها، به نداشتن حسودان نیز اشاره میکند که نشاندهنده نوعی تسلی و رضایت درونی است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و ناکامی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۲۰ - ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
ز بحر کرد کرم خلعت وجود مرا ۱
ز بند وصل لباسی مرا برون آورد
اگر چه مه چو کتان سوخت تار و پود مرا ۲
ستاره سوخته ای بود چون شرر جانم
ز قرب سوختگان روشنی فزود مرا ۳
ز عمر رفته نصیبم جز آه حسرت نیست
به جا نمانده ازان شمع غیر دود مرا ۴
چنین که روی مرا کرده بی حیایی سخت
عجب که چهره ز سیلی شود کبود مرا ۵
ز خوش عیاری من سنگ امتحان داغ است
ز خجلت آب شد آن کس که آزمود مرا ۶
فغان که همچو قلم نیست از نگون بختی
به غیر روسیهی حاصل از سجود مرا ۷
به بینوایی ازین باغ پر ثمر صائب
خوشم، که نیست محابایی از حسود مرا ۸
ز بحر کرد کرم خلعت وجود مرا ۱
ز بند وصل لباسی مرا برون آورد
اگر چه مه چو کتان سوخت تار و پود مرا ۲
ستاره سوخته ای بود چون شرر جانم
ز قرب سوختگان روشنی فزود مرا ۳
ز عمر رفته نصیبم جز آه حسرت نیست
به جا نمانده ازان شمع غیر دود مرا ۴
چنین که روی مرا کرده بی حیایی سخت
عجب که چهره ز سیلی شود کبود مرا ۵
ز خوش عیاری من سنگ امتحان داغ است
ز خجلت آب شد آن کس که آزمود مرا ۶
فغان که همچو قلم نیست از نگون بختی
به غیر روسیهی حاصل از سجود مرا ۷
به بینوایی ازین باغ پر ثمر صائب
خوشم، که نیست محابایی از حسود مرا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۹ - ز درد و داغ محبت سرشته اند مرا
گوهر بعدی:غزل ۶۲۱ - شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.