خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساسات خود درباره عید و امیدهایش سخن می‌گوید. او از عشق، دردها و آرزوهایش می‌نویسد و به دنبال امید و وصال است. همچنین، از طبیعت و زیبایی‌های آن برای بیان احساساتش استفاده می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۲۱ - شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا

شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
گشوده شد در جنت ازین کلید مرا ۱

کنم سیاه ز نظاره بنفشه خطان
شود دو دیده چو بادام اگر سفید مرا ۲

گران نیم به خریدار از سبکروحی
به سیم قلب چو یوسف توان خرید مرا ۳

ز نیشتر چو رگ سنگ نیست پروایم
ز کوه درد ز بس نبض آرمید مرا ۴

ز تخم سوخته، سبزی امید نتوان داشت
چگونه اختر طالع شود سعید مرا؟ ۵

نشد ز گوشه ابروی او گشاده دلم
چه دل گشاده شود از هلال عید مرا؟ ۶

ز حسن عاقبت عشق، چشم آن دارم
که صبح وصل شود، دیده سفید مرا ۷

ز روی تازه من، تازه روست صائب باغ
اگر چه نیست بری همچو سرو و بید مرا ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۰ - ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
گوهر بعدی:غزل ۶۲۲ - ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.