خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از صائب تبریزی است که مضامین عمیقی مانند عشق، رنج، زمان، و بی‌اعتنایی به دنیا را بیان می‌کند. شاعر از ناپایداری زندگی، بی‌توجهی به ارزش‌های ظاهری، و اهمیت عشق و معنویت سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۴۴ - میزبانی که ز جان سیر کند مهمان را

میزبانی که ز جان سیر کند مهمان را
چه ضرورست که آراسته سازد خوان را؟ ۱

کاش یک بار به سر منزل ما می آمد
آن که بر تربت ما ریخت گل و ریحان را ۲

پیشدستی کن و دیوان خود امروز بپرس
چه ضرورست به فردا فکنی دیوان را؟ ۳

چه کند پرده ناموس به بی تابی عشق؟
بادبان بال و پر سیر بود طوفان را ۴

شادیی کز ته دل نیست، کدورت به ازوست
خون کند خنده سوفار دل پیکان را ۵

پیر را حرص دوبالا شود از رفتن عمر
بیشتر گرم کند جستن گو، چوگان را ۶

هر که بی حد شود، از حد نکند پروایی
چه غم از محتسب شهر بود مستان را؟ ۷

بس که در لقمه من سنگ نهفته است فلک
بی تأمل نگذارم به جگر دندان را ۸

کار موقوف به وقت است که چون وقت رسید
خوابی از بند رهانید مه کنعان را ۹

بست بر خاک ز بی بال و پری صائب نقش
مگر از دور زمین بوس کند جانان را ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۳ - مژه مانع نشود اشک سبک جولان را
گوهر بعدی:غزل ۵۴۵ - شد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.