خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، وصال، رنجهای عاشقانه، حکمت و فلسفه زندگی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند اشک، دریا، کعبه، برق و ابر استفاده کرده تا احساسات عمیق انسانی و چالشهای روحی را بیان کند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم دینی و فلسفی مانند ایمان و حکمت یونان دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۵۴۳ - مژه مانع نشود اشک سبک جولان را
مژه مانع نشود اشک سبک جولان را
دامن بحر به فرمان نبود مرجان را ۱
سرکشی لازم حسن است در ایام وصال
کعبه در موسم حج جمع کند دامان را ۲
رخنه برق، هم از ابر به هم می آید
گریه هموار کند زخم لب خندان را ۳
چین به پیشانی چون آینه خویش مزن
تنگ بر طوطی خوش حرف مکن میدان را ۴
آنچه بر روی من از سکه سیلی رفته است
به زر قلب، بدل چون نکنم اخوان را؟ ۵
میزبانی که بدآموز تکلف باشد
می کند زود گران بر دل خود مهمان را ۶
حکمت خشک اگر راهنما می گردید
غوطه در بحر نمی داد فلک یونان را ۷
می کشد بیش ستم هر که به ایمان علم است
که به سبابه رسد زخم فزون دندان را ۸
طشتش از بام محال است نیفتد صائب
هر که بر خاک چو خورشید کشد دامان را ۹
دامن بحر به فرمان نبود مرجان را ۱
سرکشی لازم حسن است در ایام وصال
کعبه در موسم حج جمع کند دامان را ۲
رخنه برق، هم از ابر به هم می آید
گریه هموار کند زخم لب خندان را ۳
چین به پیشانی چون آینه خویش مزن
تنگ بر طوطی خوش حرف مکن میدان را ۴
آنچه بر روی من از سکه سیلی رفته است
به زر قلب، بدل چون نکنم اخوان را؟ ۵
میزبانی که بدآموز تکلف باشد
می کند زود گران بر دل خود مهمان را ۶
حکمت خشک اگر راهنما می گردید
غوطه در بحر نمی داد فلک یونان را ۷
می کشد بیش ستم هر که به ایمان علم است
که به سبابه رسد زخم فزون دندان را ۸
طشتش از بام محال است نیفتد صائب
هر که بر خاک چو خورشید کشد دامان را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۲ - تازه دارد دل من خار و خس مژگان را
گوهر بعدی:غزل ۵۴۴ - میزبانی که ز جان سیر کند مهمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.