خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و سرکشی می‌گوید و از بی‌خودی و بی‌پروایی عاشق سخن می‌راند. او از ناامیدی و سردرگمی در زندگی می‌نالد و به دنبال پاسخ برای پرسش‌های وجودی خود است.

مفاهیم عمیق عرفانی و پرسش‌های وجودی مطرح شده در شعر برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند بی‌خودی و مدهوشی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۹ - چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟

چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
یا رب انصافی بده آن خط بازیگوش را ۱

کار من با سرو بالایی است کز بس سرکشی
می شمارد حلقه بیرون در، آغوش را ۲

از جهان بی خودی پای تزلزل کوته است
نیست پروای قیامت عاشق مدهوش را ۳

زیر گردون سبک جولان چه عاجز مانده ای؟
می توان برداشتن از جوشی این سرپوش را ۴

روزگاری شد ز جوش گفتگو افتاده ام
کیست صائب تا به حرف آرد من خاموش را؟ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۸ - بر جگر تا خورده ام نیش خمار نوش را
گوهر بعدی:غزل ۸۰ - نوش این غمخانه در دنبال دارد نیش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.