خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج ناشی از عشق، پشیمانی و خیانت است. شاعر از تجربیات تلخ زندگی مانند نیش خمار، درد سودا، و غوطهوری در خون سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند خاموشی، دریوزهگری، و دشمنی اشاره میکند. در پایان، شاعر از وقف کردن خود به میپرستان و تأثیر شعرش بر شنوندگان سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد، خیانت، و پشیمانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۷۸ - بر جگر تا خورده ام نیش خمار نوش را
بر جگر تا خورده ام نیش خمار نوش را
می کنم با درد سودا باده سرجوش را ۱
مهر بر لب زن که در خون غوطه (ور هرگز نساخت)
زخم دندان پشیمانی لب خاموش را ۲
چون صدف هر کس به غور بحر خاموشی رسید
کاسه دریوزه سیماب سازد گوش را ۳
بازی همواری ظاهر مخور از دشمنان
نان سوزن دار پیش افکن سگ خاموش را ۴
ای ردا از دوش من بردار دست التفات
کرده ام وقف سبوی می پرستان دوش را ۵
کلک شکربار صائب بر سر شور آمده است
تنگ شکرساز یکسر پرده های گوش را ۶
می کنم با درد سودا باده سرجوش را ۱
مهر بر لب زن که در خون غوطه (ور هرگز نساخت)
زخم دندان پشیمانی لب خاموش را ۲
چون صدف هر کس به غور بحر خاموشی رسید
کاسه دریوزه سیماب سازد گوش را ۳
بازی همواری ظاهر مخور از دشمنان
نان سوزن دار پیش افکن سگ خاموش را ۴
ای ردا از دوش من بردار دست التفات
کرده ام وقف سبوی می پرستان دوش را ۵
کلک شکربار صائب بر سر شور آمده است
تنگ شکرساز یکسر پرده های گوش را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷ - پرده دار حرف دعوی کن لب خاموش را
گوهر بعدی:غزل ۷۹ - چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.