خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که مخاطب را به ترک دنیای مادی و روی آوردن به معنویات دعوت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، توجه به خداوند، و درک حقیقت وجودی سخن میگوید. او از مخاطب میخواهد تا با ترک خواستههای مادی، به لذتهای معنوی و روحانی دست یابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ترک تعلقات دنیوی و توجه به معنویات ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۵۷۷ - هم رنگ جماعت شو، تا لذت جان بینی
هم رَنگِ جَماعَت شو، تا لَذَّتِ جانْ بینی
در کویِ خَرابات آ، تا دُردکَشان بینی ۱
دَرکَش قَدَحِ سودا، هِل تا بِشَوی رُسوا
بَربَند دو چَشمِ سَر، تا چَشمِ نَهان بینی ۲
بُگْشایْ دو دستِ خود، گَر مَیلِ کِنارَسْتَت
بِشْکَن بُتِ خاکی را تا رویِ بُتان بینی ۳
از بَهرِ عَجوزی را تا چند کَشی کابین؟
وَزْ بَهرِ سه نان تا کِی شمشیر و سِنان بینی؟ ۴
نَکْ ساقیِ بیجوری، در مَجْلِسِ او دوری
در دورْ دَرآ، بِنْشین، تا کِی دَوَران بینی؟ ۵
این جاست رِبا نیکو، جانی دِهْ و صد بِسْتان
گُرگیّ و سگی کَم کُن، تا مِهْرِ شَبان بینی ۶
شبْ یار هَمیگردد، خَشْخاش مَخور امشب
بَربَند دَهان از خَور، تا طَعْمِ دَهان بینی ۷
گویی که فُلانی را بُبْرید زِمن دشمن
رو تَرکِ فُلانی گو، تا بیست فُلان بینی ۸
اندیشه مَکُن اِلّا، از خالِقِ اندیشه
اندیشهٔ جانان بِهْ، کَانْدیشهٔ نان بینی ۹
با وسعَتِ اَرْضُ اللَّهْ بر حَبْس چه چَفْسیدی؟
زَانْدیشه گِرِه کَم زن، تا شرحِ جِنان بینی ۱۰
خامُش کُن ازین گفتن، تا گفتْ بَری باری
از جان و جهان بُگْذر، تا جان و جهان بینی ۱۱
در کویِ خَرابات آ، تا دُردکَشان بینی ۱
دَرکَش قَدَحِ سودا، هِل تا بِشَوی رُسوا
بَربَند دو چَشمِ سَر، تا چَشمِ نَهان بینی ۲
بُگْشایْ دو دستِ خود، گَر مَیلِ کِنارَسْتَت
بِشْکَن بُتِ خاکی را تا رویِ بُتان بینی ۳
از بَهرِ عَجوزی را تا چند کَشی کابین؟
وَزْ بَهرِ سه نان تا کِی شمشیر و سِنان بینی؟ ۴
نَکْ ساقیِ بیجوری، در مَجْلِسِ او دوری
در دورْ دَرآ، بِنْشین، تا کِی دَوَران بینی؟ ۵
این جاست رِبا نیکو، جانی دِهْ و صد بِسْتان
گُرگیّ و سگی کَم کُن، تا مِهْرِ شَبان بینی ۶
شبْ یار هَمیگردد، خَشْخاش مَخور امشب
بَربَند دَهان از خَور، تا طَعْمِ دَهان بینی ۷
گویی که فُلانی را بُبْرید زِمن دشمن
رو تَرکِ فُلانی گو، تا بیست فُلان بینی ۸
اندیشه مَکُن اِلّا، از خالِقِ اندیشه
اندیشهٔ جانان بِهْ، کَانْدیشهٔ نان بینی ۹
با وسعَتِ اَرْضُ اللَّهْ بر حَبْس چه چَفْسیدی؟
زَانْدیشه گِرِه کَم زن، تا شرحِ جِنان بینی ۱۰
خامُش کُن ازین گفتن، تا گفتْ بَری باری
از جان و جهان بُگْذر، تا جان و جهان بینی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷۶ - ای خواجه سلام علیک، از زحمت ما چونی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷۸ - ای بود تو از کی نی، وی ملک تو تا کی نی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.