خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از شمس الدین تبریزی است که در آن شاعر از عشق و حالات روحی خود سخن می‌گوید. او از درد عشق، پریشانی حال، و زیبایی معشوق می‌گوید و از خداوندی شمس الدین و قدرت‌های ربانی یاد می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۴۷ - شدم از دست یک باره زدست عشق تا دانی

شُدم از دست یک باره زِدستِ عشقْ تا دانی
دَرین مَستی اگر جُرمی کُنم تا رو نگردانی ۱

زِهی پیدایِ ناپیدا، پَناهِ امشب و فردا
زِهی جانَم زِتو شَیدا، زِهی حالِ پَریشانی ۲

زِزُلفِ جَعْدِ چون سِلْسِل، بِشُد این حالِ من مُشکل
میانِ موجِ خونِ دل، مرا تا چند بِنْشانی؟ ۳

چو آرَم پیشِ تو زاری، بَهانه‌یْ نو بُرون آری
زِهی شَنگیّ و طَرّاری، زِهی شوخیّ و پیشانی ۴

زبان داری تو چون سوسن، نِمایی آب را روغَن
چرا بیگانه‌‌‌یی با من، چو تو از عینِ خویشانی؟ ۵

زِهی مَجْلِس، زِهی ساقی، زِهی مَستان، زِهی باده
زِهی عُشّاقِ دل داده، زِهی معشوقِ روحانی ۶

شرابِ عشقِ تو آن گَهْ جهانِ حُسن بَرجاگَهْ؟
جَمالِ رویِ تو آن گَهْ کُند جانِ کسی جانی؟ ۷

بِکَرده روح را حَقّ بین، خداوندیِّ شَمسُ الدّین
زِ تبریزِ نِکوآیین، به قُدرت‌هایِ رَبّانی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۴۶ - سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴۸ - تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.