خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به رابطهی بین انسان و خداوند و نقش خداوند در هدایت و نگهداری انسانها میپردازد. از طریق تشبیهات و استعارههای زیبا، مانند مقایسهی زمین و فلک به تن و عقل، و اشاره به داستانهای قرآنی مانند یوسف و موسی، اهمیت هدایت الهی و عقل در زندگی انسان نشان داده میشود. همچنین، متن به این موضوع اشاره میکند که بدون هدایت الهی، انسان دچار پریشانی و گمراهی میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و ادبیات کلاسیک فارسی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۲۵۴۸ - تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
تو اِسْتِظْهارِ آن داری که رو از ما بِگَردانی
ولی چون کعبه بَرپَرَّد، کجا مانَد مُسلمانی؟ ۱
تو سُلطانیّ و جانْداری، تو هم آنیّ و آن داری
مَشوران مُرغِ جانها را، که ایشان را سُلَیمانی ۲
فَلَک ایمِن زِهر غوغا، زمینْ پُر غارت و یَغما
وَلیکِن از فَلَک دارد زمینْ جمع و پَریشانی ۳
زمینْ مانندِ تَن آمد، فَلَکْ چون عقل و جان آمد
تَن اَرْفَربه وَگَر لاغَر، زِجان باشد، هَمیدانی ۴
چو تَن را عقل بُگْذارد، پَریشانی کُند این تَن
بگوید تَن که مَعْذورَم، تو رَفتی که نگهبانی ۵
عِنایَتهایِ تو جان را، چو عقلِ عقلِ ما آمد
چو تو از عقل بَرگَردی، چه دارد عقل، عقلانی؟ ۶
شود یوسُف یکی گُرگی، شود موسی چو فرعونی
چو بیرون شُد رِکابِ تو، سَرآخُر گشت پالانی ۷
چو ما دَستیم و تو کانی، بیاوَر هرچه میآری
چو ما خاکیم و تو آبی، بِرویان هرچه رویانی ۸
تو جویاییّ و ناجویا، چو مِقْناطیسْ ای مولا
تو گویاییّ و ناگویا، چو اُصْطُرلاب و میزانی ۹
ولی چون کعبه بَرپَرَّد، کجا مانَد مُسلمانی؟ ۱
تو سُلطانیّ و جانْداری، تو هم آنیّ و آن داری
مَشوران مُرغِ جانها را، که ایشان را سُلَیمانی ۲
فَلَک ایمِن زِهر غوغا، زمینْ پُر غارت و یَغما
وَلیکِن از فَلَک دارد زمینْ جمع و پَریشانی ۳
زمینْ مانندِ تَن آمد، فَلَکْ چون عقل و جان آمد
تَن اَرْفَربه وَگَر لاغَر، زِجان باشد، هَمیدانی ۴
چو تَن را عقل بُگْذارد، پَریشانی کُند این تَن
بگوید تَن که مَعْذورَم، تو رَفتی که نگهبانی ۵
عِنایَتهایِ تو جان را، چو عقلِ عقلِ ما آمد
چو تو از عقل بَرگَردی، چه دارد عقل، عقلانی؟ ۶
شود یوسُف یکی گُرگی، شود موسی چو فرعونی
چو بیرون شُد رِکابِ تو، سَرآخُر گشت پالانی ۷
چو ما دَستیم و تو کانی، بیاوَر هرچه میآری
چو ما خاکیم و تو آبی، بِرویان هرچه رویانی ۸
تو جویاییّ و ناجویا، چو مِقْناطیسْ ای مولا
تو گویاییّ و ناگویا، چو اُصْطُرلاب و میزانی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۴۷ - شدم از دست یک باره زدست عشق تا دانی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴۹ - چو دید آن طرهٔ کافر، مسلمان شد مسلمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.