خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به انتقاد از نابرابریهای اجتماعی و بیعدالتی در جامعه میپردازد. شاعر از فقر، مرگ غریبهها، بیتوجهی به نیازمندان و بیمسئولیتی مسئولان در قبال مردم شکایت میکند. همچنین، اشارهای به ناتوانی نصیحت در بهبود شرایط افراد محکوم به فنا دارد.
محتوا شامل موضوعات سنگین مانند مرگ، فقر و بیعدالتی اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامناسب باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶ - حشمت محتشمان مایه ی مرگ فقراست
حشمت محتشمان مایه ی مرگ فقراست
داد ازین رسم فرومایه که در شهر شماست ۱
یا رب این شهر چه شهرست و چه خلقند این خلق
که به هر رهگذری نعش غریبی پیداست ۲
میشنیدم سحری طفل یتیمی می گفت:
هر بلایی که به ما میرسد از این وزراست ۳
خانه ی «محتشم» آباد که از همت او
شیون و غلغله در خانه ی مسکین و گداست ۴
از خدایش به حقیقت نرسد برگ مراد
آنکه فارغ ز غم ومحنت مخلوق خداست ۵
نوشداروی نصیحت چه دهد سود بهار
به مریضی که به هر قاعده محکوم فناست ۶
داد ازین رسم فرومایه که در شهر شماست ۱
یا رب این شهر چه شهرست و چه خلقند این خلق
که به هر رهگذری نعش غریبی پیداست ۲
میشنیدم سحری طفل یتیمی می گفت:
هر بلایی که به ما میرسد از این وزراست ۳
خانه ی «محتشم» آباد که از همت او
شیون و غلغله در خانه ی مسکین و گداست ۴
از خدایش به حقیقت نرسد برگ مراد
آنکه فارغ ز غم ومحنت مخلوق خداست ۵
نوشداروی نصیحت چه دهد سود بهار
به مریضی که به هر قاعده محکوم فناست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.