خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و شور عشق، وفاداری و جفا، و همچنین اشارههایی به مفاهیم مذهبی و اسطورهای دارد. شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات مذهبی و اسطورهای نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷ - عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
کی بهمسجد سزد آن شمع که در خانه رواست ۱
به وفایی که نداری قسم ای ماه جبین
هر جفایی که کنی بر دل ما عین وفاست ۲
اگر از ریختن خون منت خرسندی است
این نه خون است بیا دست در او زن که حناست ۳
سر زلف تو ز چین مشک تر آورده به شهر
از ختن مشک مخواهید حریفان که خطاست ۴
من گرفتار سیهچردهٔ شوخی شدهام
که به من دشمن و با مردم بیگانه صفاست ۵
یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد
گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست ۶
روزی آیم به سرکوی تو و جان بدهم
تا بکوبند که این، کشتهٔ آن ماهلقاست ۷
زود باشدکه سراغ من تهمتزده را
از همه شهر بگیری و ندانندکجاست ۸
اگرت یار جفا کرد و ملامت «راهب»
غم مخور دادرس عاشق مظلوم خداست ۹
کی بهمسجد سزد آن شمع که در خانه رواست ۱
به وفایی که نداری قسم ای ماه جبین
هر جفایی که کنی بر دل ما عین وفاست ۲
اگر از ریختن خون منت خرسندی است
این نه خون است بیا دست در او زن که حناست ۳
سر زلف تو ز چین مشک تر آورده به شهر
از ختن مشک مخواهید حریفان که خطاست ۴
من گرفتار سیهچردهٔ شوخی شدهام
که به من دشمن و با مردم بیگانه صفاست ۵
یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد
گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست ۶
روزی آیم به سرکوی تو و جان بدهم
تا بکوبند که این، کشتهٔ آن ماهلقاست ۷
زود باشدکه سراغ من تهمتزده را
از همه شهر بگیری و ندانندکجاست ۸
اگرت یار جفا کرد و ملامت «راهب»
غم مخور دادرس عاشق مظلوم خداست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - حشمت محتشمان مایه ی مرگ فقراست
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.