این شعر از سوختن و رنج شهر آمل به دلیل بیکفایتی حاکمان و بیتوجهی آنها به مشکلات مردم سخن میگوید. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند سوختن گلها و سبزهها به جای شمع و سوختن بال بلبل به جای شهپر پروانه استفاده کرده تا عمق فاجعه را نشان دهد. او از وزیران و امرا میخواهد که به حال مردم رسیدگی کنند و از تغافل و تعلل دست بردارند، زیرا این بیتوجهیها باعث نابودی شهر و مردم شده است.
محتوا شامل انتقادات اجتماعی و سیاسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵ - همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت
که از عطش به ری امسال سبزه و گل سوخت ۱
به جای شمع برافروخت در چمن گل سرخ
به جای شهپر پروانه بال بلبل سوخت ۲
به باغ، بید معلق ز تشنگی چون شمع
گرفت لرزه و از پای تا به کاکل سوخت ۳
تو ای سحاب کرم قطرهای فشان بر خاک
که چهر لاله سیه گشت و زلف سنبل سوخت ۴
ز حال خلق تغافل بس است ای وزرا
که خانمان ضعیفان ازین تغافل سوخت ۵
به کار ملک تعلل بس است ای امرا
که شهر دلکش آمل ازبن تعلل سوخت ۶
به داغ هیچ عزیزی خدا نسوزاند
هرآن دلی که بر احوال شهر آمل سوخت ۷
بهار گفت توکل به حق کنید دریغ
که برق غفلت ما خرمن توکل سوخت ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
اشاره به سوختن شهر آمل در این شعر جالب و مورد تامل بود