خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر به آرامگاه محمود غنی میرود و از او میپرسد که از دنیا چه به دست آورده است. محمود پاسخ میدهد که تنها دو متر زمین و ده متر کرباس (پارچه) به دست آورده و به شاعر یادآوری میکند که او نیز سرانجام همین را خواهد داشت، حتی اگر مانند محمود صد نفر باشد.
متن دارای مفاهیم فلسفی درباره مرگ و زندگی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به درک نسبی از مفاهیم انتزاعی مانند گذرایی دنیا دارد.
رباعی ۱۸۱ - رفتم به سر تربت محمود غنی
رفتم به سر تربت محمود غنی
گفتم که چه برده ای ز دنیای دنی؟ ۱
گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباس
تو نیز همین بری، اگر صد چو منی ۲
گفتم که چه برده ای ز دنیای دنی؟ ۱
گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباس
تو نیز همین بری، اگر صد چو منی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۰ - ای تو به مجردی نرفته گامی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۲ - ای آن که خلاصهٔ چهار ارکانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.