خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عاشقی میگوید که هنوز تجربهای از عشق و فراق ندارد و به دنبال وصال است، اما چون رنج فراق را نکشیده، به بلوغ عاشقی نرسیده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۱۸۰ - ای تو به مجردی نرفته گامی
ای تو به مجردی نرفته گامی
چهات زهرهٔ آن بود که جویی کامی ۱
تو درد فراق نیمه شب برده نهای
در صحبت او کجا رسی تا خامی ۲
چهات زهرهٔ آن بود که جویی کامی ۱
تو درد فراق نیمه شب برده نهای
در صحبت او کجا رسی تا خامی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۹ - ای دل، ز شراب جهل، مستی تا کی؟
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۱ - رفتم به سر تربت محمود غنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.