خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از تجربهای عرفانی و روحانی سخن میگوید که در آن با یاد جلال (احتمالاً اشاره به جلالالدین رومی یا مفهومی عرفانی) به بیابان رفته و از دنیای مادی به عالم معنوی سفر کردهاند. پس از عمری تفکر و تأمل، سرگشته و حیران بازگشتهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۲۸ - با یاد جلال در بیابان رفتیم
با یاد جلال در بیابان رفتیم
وز عالم تن به عالم جان رفتیم ۱
عمری شب و روز در تفکر بودیم
سرگشته برآمدیم و حیران رفتیم ۲
وز عالم تن به عالم جان رفتیم ۱
عمری شب و روز در تفکر بودیم
سرگشته برآمدیم و حیران رفتیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۲۷ - دنیا چو رباط و ما در او مهمانیم
گوهر بعدی:رباعی ۱۲۹ - زان پیش که ما طفیل آدم بودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.