خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و پاکی روح سخن می‌گوید. او از شهوات دنیوی دوری می‌کند و به جای آن، به عشق حقیقی و معنوی روی می‌آورد. شاعر از شمس تبریز به عنوان نماد عشق و نور الهی یاد می‌کند و از خواننده می‌خواهد تا از ظواهر دنیوی فاصله بگیرد و به درون خود بنگرد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهوت و عشق معنوی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۹۰ - آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده

آن آتشی که داری در عشقِ صاف و ساده
فردا ازو بِبینی صد حورْ رو گُشاده ۱

بِنْگَر به شَهوتِ خود، ساده‌ست و صاف بی‌رَنگ
یک عالَمی صَنَم بین از ساده‌یی بِزاده ۲

زنبورِ شَهْدِ جانَت، هر چند ناپَدید است
شش خانه‌هایِ او بین از شَهْد پُر نهاده ۳

اندازهٔ تَنِ تو، خود سه گَز است و کمتر
در جانِ خود تو بِنْگَر، از نُه فَلَکْ زیاده ۴

تا چند کاسه لیسی؟ این کوزه بر زمین زَن
بَرگیر کاه گِل را از رویِ خُنْبِ باده ۵

سَجّاده آتشین کُن، تا سَجده صاف گردد
آتش رُخی بَرآیَد از زیرِ این سَجاده ۶

آید سَوارگشته بر عشقْ شَمسِ تبریز
اَنْدَر رِکابِ آن شَهْ خورشید و مَهْ پیاده ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۹ - در خانهٔ دل ای جان آن کیست ایستاده؟
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹۱ - بازآمد آن مغنی، با چنگ سازکرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.