خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، جدایی از دنیای مادی، و جستجوی حقیقت درونی میپردازد. شاعر از تشبیهاتی مانند دریا و صدف برای بیان رابطهی بین جسم و روح استفاده میکند و به اهمیت درک معنویات و رهایی از ظواهر مادی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و فلسفه دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۲۳۰۱ - من سرخوش و تو دلخوش، غم بیدل و بیسر به
من سَرخوش و تو دِلْخوش، غَمْ بیدل و بیسَر بِهْ
دل میدِهْ و بَر میخور از دِلْبَر و دلْبَر بِهْ ۱
عالَم همه چون دریا، تَنْ چون صَدَفِ جویا
جانْ وَصفِ گُهَر گویا، زینها همه گوهر بِهْ ۲
صورتْ مَثَلِ چادَر، جان رفته به چادَر در
بیصورت و بیپیکر وَزْ هر چه مُصَوَّر بِهْ ۳
تو پَردهٔ تَن دیدی، از سینه بِنَشْنیدی
آن زَخْمه که دل میزَد کان پَردهٔ دیگر بِهْ ۴
از چهره تو زَرْ میزَن، با چهرهٔ زَر میگو
با زَرْ غَم و بیزَرْ غَم، آخِر غَمِ با زَر بِهْ ۵
دل میدِهْ و بَر میخور از دِلْبَر و دلْبَر بِهْ ۱
عالَم همه چون دریا، تَنْ چون صَدَفِ جویا
جانْ وَصفِ گُهَر گویا، زینها همه گوهر بِهْ ۲
صورتْ مَثَلِ چادَر، جان رفته به چادَر در
بیصورت و بیپیکر وَزْ هر چه مُصَوَّر بِهْ ۳
تو پَردهٔ تَن دیدی، از سینه بِنَشْنیدی
آن زَخْمه که دل میزَد کان پَردهٔ دیگر بِهْ ۴
از چهره تو زَرْ میزَن، با چهرهٔ زَر میگو
با زَرْ غَم و بیزَرْ غَم، آخِر غَمِ با زَر بِهْ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۰۰ - با زر غم و بیزر غم، آخر غم با زر به
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰۲ - هشیار شدم ساقی، دستار به من وا ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.