خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و حسرت سخن میگوید و اشاره میکند که امید و آرزو در زندگی یافت نمیشود. او از عشق و زیبایی یاد میکند که در دنیا قابل دسترس نیست و تنها در دلها میتوان نشانی از آن یافت. همچنین، تأکید میکند که نالههای بیدرد اثرگذار نیستند و گویا هیچ اثری از نغمههای زیبا در جهان وجود ندارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین ناامیدی و حسرت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۶۸ - تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
میلم به تماشای گل و بید نیابی ۱
در جام دل ما بود از عکس جمالی
آن جرعه که در ساغر خورشید نیابی ۲
این جرعه بنوش ای دل و شو فرش در این بزم
کاین جام ز خمخانهٔ جمشید نیابی ۳
دل های شهیدانت اگر باز شکافی
یابی دو جهان حسرت و امید نیابی ۴
عرفی نبود نالهٔ بی درد مؤثر
زان رو اثر نغمهٔ ناهید نیابی ۵
میلم به تماشای گل و بید نیابی ۱
در جام دل ما بود از عکس جمالی
آن جرعه که در ساغر خورشید نیابی ۲
این جرعه بنوش ای دل و شو فرش در این بزم
کاین جام ز خمخانهٔ جمشید نیابی ۳
دل های شهیدانت اگر باز شکافی
یابی دو جهان حسرت و امید نیابی ۴
عرفی نبود نالهٔ بی درد مؤثر
زان رو اثر نغمهٔ ناهید نیابی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۷ - امشب که به سر شراب داری
گوهر بعدی:غزل ۵۶۹ - با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.