خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجش میگوید، از معشوقی که با نگاه و رفتارش دل او را میآزارد. او از غمزههای معشوق و تأثیر آن بر خود شکایت دارد و گویا معشوق با رفتارش باعث آتش در سینههای دیگران شده است. شاعر همچنین به فتنهانگیزی و مستی معشوق اشاره میکند و در پایان، از دادن دل خود به باد و آمادگی برای پاسخ به غم سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و مستی نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۵۶۷ - امشب که به سر شراب داری
امشب که به سر شراب داری
مشکن دل ما که تاب داری ۱
تقصیر نکرده در هلاکم
با غمزه چرا عتاب داری ۲
آشوب قیامتش غباریست
این فتنه که در رکاب داری ۳
در دعوی فتنه گاه مستی
صد عربده با شراب داری ۴
گر لذت ناوک تو این است
وز خون ملک ثواب داری ۵
داری به دلم نگاه گرمی
گویا هوس کباب داری ۶
در سینهٔ گرم هر که بینم
آتشکدهٔ خراب داری ۷
عرفی دل خود به باد دادی
گر غم طلبد، جواب داری؟ ۸
مشکن دل ما که تاب داری ۱
تقصیر نکرده در هلاکم
با غمزه چرا عتاب داری ۲
آشوب قیامتش غباریست
این فتنه که در رکاب داری ۳
در دعوی فتنه گاه مستی
صد عربده با شراب داری ۴
گر لذت ناوک تو این است
وز خون ملک ثواب داری ۵
داری به دلم نگاه گرمی
گویا هوس کباب داری ۶
در سینهٔ گرم هر که بینم
آتشکدهٔ خراب داری ۷
عرفی دل خود به باد دادی
گر غم طلبد، جواب داری؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۶ - صنم گفتم دلا جان تازه کردی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۸ - تا در قدحم بادهٔ امید نیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.