خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و رنجهای عشق ناکام را بیان میکند. شاعر از لحظههای جدایی، بیتوجهی معشوق، و رنجهای روحی خود سخن میگوید و به غیرت، حسرت، و عشق بیپاسخ اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۱۹ - خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
تغافل از تو می بارید و حسرت می چکید ازمن ۱
خوش آن ساعت که هرگز بر مراد ما نبود، اما
نصیحت های بی تابانه گاهی می شنید از من ۲
خوش آن غیرت که می افزود بیدادش اگر گاهی
حدیث شکوه آمیزی به گوشش می رسید از من ۳
ز ذوق کشتن ما گرم خون گشتی و می دانم
که ممنونند فردای قیامت صد شهید از من ۴
دلا امشب کجا بودی که محرم بودم و عرفی
چه زهرآلود نشترها به جانش می خلید از من ۵
تغافل از تو می بارید و حسرت می چکید ازمن ۱
خوش آن ساعت که هرگز بر مراد ما نبود، اما
نصیحت های بی تابانه گاهی می شنید از من ۲
خوش آن غیرت که می افزود بیدادش اگر گاهی
حدیث شکوه آمیزی به گوشش می رسید از من ۳
ز ذوق کشتن ما گرم خون گشتی و می دانم
که ممنونند فردای قیامت صد شهید از من ۴
دلا امشب کجا بودی که محرم بودم و عرفی
چه زهرآلود نشترها به جانش می خلید از من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۸ - پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
گوهر بعدی:غزل ۵۲۰ - به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.