خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی، بیانگر درد و رنج ناشی از عشق و بازیهای سرنوشت است. شاعر از باختن جان در قمار عشق، رنجهای دل، و ناتوانی در برابر بازیهای روزگار سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند وفا، مستی عشق، و از دست دادن هوش و دین در این راه اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و از خودگذشتگی، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و قمار (به صورت استعاری) ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد.
غزل ۵۱۸ - پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
صد شکافم بر دل است و یک گریبان باختن ۱
گوی میدان وفا را زخم چوگان بشکند
گر در این میدان سپهر آید به چوگان باختن ۲
بردن جان دیده عشق و چیده بازی، هوش دار
با حریف پیش بین مستانه نتوان باختن ۳
بی دل و دینم، وگر نه من کجا، سهو از کجا
از تهی دستی دلیرم، در پریشان باختن ۴
نشأه صد ساله ام از یک درشتی کم شود
کی به یک تلخی توان صد شکّرستان باختن ۵
دست عرفی از گریبان، کس جدا هرگز ندید
خواهد آخر دست در چاگ گریبان باختن ۶
صد شکافم بر دل است و یک گریبان باختن ۱
گوی میدان وفا را زخم چوگان بشکند
گر در این میدان سپهر آید به چوگان باختن ۲
بردن جان دیده عشق و چیده بازی، هوش دار
با حریف پیش بین مستانه نتوان باختن ۳
بی دل و دینم، وگر نه من کجا، سهو از کجا
از تهی دستی دلیرم، در پریشان باختن ۴
نشأه صد ساله ام از یک درشتی کم شود
کی به یک تلخی توان صد شکّرستان باختن ۵
دست عرفی از گریبان، کس جدا هرگز ندید
خواهد آخر دست در چاگ گریبان باختن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۷ - گر نه خود را بیخود از جام جنون می ساختم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۹ - خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.