خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از گلها و طبیعت به عنوان نمادهایی برای توصیف عشق و جذبههای روحی خود استفاده میکند و در نهایت، عشق خود را به شمسالدین تبریزی، عارف بزرگ، ابراز میدارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۲۴۲ - تا که درآمد به باغ، چهرهٔ گلنار تو
تا که دَرآمَد به باغ، چهرهٔ گُلْنارِ تو
اَه که چه سوز اَفکَند در دل گُل، نارِ تو ۱
دودِ دلِ لالهها، زاتشِ جانْ رنگِ تو
پُشتِ بنفشه بِخَم، از کَشِشِ بارِ تو ۲
غُنچهٔ گُلْزارِ جان، رویِ تو را یاد کرد
چَشمْ چه خوش بَرگُشاد بر هَوَسِ خارِ تو ۳
سوسن تیغی کَشید، خونِ سَمَن را بِریخت
تیغ به سوسن کِه داد؟ نَرگسِ خونْ خوارِ تو ۴
بر مَثَلِ زاهِدان، جُمله چَمَن خُشک بود
مَستَک و سَرسَبز شُد از لبِ خَمّارِ تو ۵
از سَرِ مَستیِّ عشق، گفتم یارِ مَنی
وَرْنه جُز اَحْوَل کِه دید در دو جهانْ یارِ تو؟ ۶
بر دلِ من خَطِّ توست، مُهرِ اَلَست و بلی
مُنْکِرِ آن خَط مَشو، نَکْ خَط و اِقْرارِ تو ۷
گوشْت کجا مانْد و پوست در تَنِ آن کَس که او
رفت نَمَک سودوارْ سویِ نَمَکْسارِ تو ۸
دامَنِ تو دل گرفت، دامَنِ دلْ تَن گرفت
های ازین کَش مَکَش،های ازین کارِ تو ۹
خُسروِ جان شَمسِ دین مَفْخَرِ تبریزیان
در دلِ تَنْ عشقِ دل، در دلِ دِلْ دارِ تو ۱۰
اَه که چه سوز اَفکَند در دل گُل، نارِ تو ۱
دودِ دلِ لالهها، زاتشِ جانْ رنگِ تو
پُشتِ بنفشه بِخَم، از کَشِشِ بارِ تو ۲
غُنچهٔ گُلْزارِ جان، رویِ تو را یاد کرد
چَشمْ چه خوش بَرگُشاد بر هَوَسِ خارِ تو ۳
سوسن تیغی کَشید، خونِ سَمَن را بِریخت
تیغ به سوسن کِه داد؟ نَرگسِ خونْ خوارِ تو ۴
بر مَثَلِ زاهِدان، جُمله چَمَن خُشک بود
مَستَک و سَرسَبز شُد از لبِ خَمّارِ تو ۵
از سَرِ مَستیِّ عشق، گفتم یارِ مَنی
وَرْنه جُز اَحْوَل کِه دید در دو جهانْ یارِ تو؟ ۶
بر دلِ من خَطِّ توست، مُهرِ اَلَست و بلی
مُنْکِرِ آن خَط مَشو، نَکْ خَط و اِقْرارِ تو ۷
گوشْت کجا مانْد و پوست در تَنِ آن کَس که او
رفت نَمَک سودوارْ سویِ نَمَکْسارِ تو ۸
دامَنِ تو دل گرفت، دامَنِ دلْ تَن گرفت
های ازین کَش مَکَش،های ازین کارِ تو ۹
خُسروِ جان شَمسِ دین مَفْخَرِ تبریزیان
در دلِ تَنْ عشقِ دل، در دلِ دِلْ دارِ تو ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴۱ - هان، ای جمال دلبر، ای شاد وقت تو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴۳ - آینهٔ جان شده، چهرهٔ تابان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.