خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر وحدت و یگانگی عاشق و معشوق است. شاعر از عشق و جذبههای روحی سخن میگوید و از جدایی و حجاب میان خود و معشوق شکوه میکند. او عشق را به عنوان نیرویی غالب و جاودانه توصیف میکند که بر همه چیز چیره است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۴۳ - آینهٔ جان شده، چهرهٔ تابان تو
آیِنهٔ جان شُده، چهرهٔ تابانِ تو
هر دو یکی بودهایم، جانِ من و جانِ تو ۱
ماهِ تمامِ دُرُست خانهٔ دلْ آنِ توست
عقل که او خواجه بود، بَنده و دَربانِ تو ۲
روحْ زِ روزِ اَلَست بود زِ رویِ تو مَست
چند که از آب و گِلْ بود پَریشانِ تو ۳
گِل چو به پَستی نِشَست، آبْ کُنون روشن است
رفت کُنون از میانْ آنِ من و آنِ تو ۴
قیصرِ رومی کُنون زَنگَیکان را شِکَست
تا به اَبَد چیره باد دولتِ خندانِ تو ۵
ای رُخِ تو هَمچو ماه، ناله کُنم گاهْ گاه
زان که مرا شُد حِجاب، عشقِ سُخَن دانِ تو ۶
هر دو یکی بودهایم، جانِ من و جانِ تو ۱
ماهِ تمامِ دُرُست خانهٔ دلْ آنِ توست
عقل که او خواجه بود، بَنده و دَربانِ تو ۲
روحْ زِ روزِ اَلَست بود زِ رویِ تو مَست
چند که از آب و گِلْ بود پَریشانِ تو ۳
گِل چو به پَستی نِشَست، آبْ کُنون روشن است
رفت کُنون از میانْ آنِ من و آنِ تو ۴
قیصرِ رومی کُنون زَنگَیکان را شِکَست
تا به اَبَد چیره باد دولتِ خندانِ تو ۵
ای رُخِ تو هَمچو ماه، ناله کُنم گاهْ گاه
زان که مرا شُد حِجاب، عشقِ سُخَن دانِ تو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴۲ - تا که درآمد به باغ، چهرهٔ گلنار تو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴۴ - سیر نیم، سیر نی، از لب خندان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.