خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت عشق، صبر و تلاش در راه رسیدن به مقصود تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، درد، محبت، میخانه (نماد عرفانی)، و سفر معنوی سخن میگوید و مخاطب را به تلاش و همراهی با راهنمایان معنوی تشویق میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارد. همچنین، برخی از استعارهها مانند 'می و میخانه' ممکن است برای سنین پایین نامناسب تلقی شود.
غزل ۱۴۹۴ - در پی عشق روان شو که به جائی برسی
در پی عشق روان شو که به جائی برسی
دُردی درد بخور تا به دوائی برسی ۱
به سر کوی محبت به صفا باید رفت
باشد آنجا به فقائی به صفائی برسی ۲
می و میخانهٔ ما آب و هوای دگر است
خوش بود گر به چنین آب و هوائی برسی ۳
نرسی در حرم کعبهٔ مقصود به خود
همرهی جو که در این راه به جائی برسی ۴
بینوائی چه کنی برگ و نوائی به کف آر
نعمت الله بطلب تا به نوائی برسی ۵
دُردی درد بخور تا به دوائی برسی ۱
به سر کوی محبت به صفا باید رفت
باشد آنجا به فقائی به صفائی برسی ۲
می و میخانهٔ ما آب و هوای دگر است
خوش بود گر به چنین آب و هوائی برسی ۳
نرسی در حرم کعبهٔ مقصود به خود
همرهی جو که در این راه به جائی برسی ۴
بینوائی چه کنی برگ و نوائی به کف آر
نعمت الله بطلب تا به نوائی برسی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۳ - هنر از بی هنر چه می پرسی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۵ - عاقلی و نام عاشق می بری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.