خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر بینیازی از غیر و توجه به ذات الهی تأکید دارد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند نور خورشید و آفتاب، بینیازی خداوند را از پرسش از دیگران نشان میدهد و عشق و مستی عرفانی را برتر از عقل و خیر و شر دنیوی میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۹۳ - هنر از بی هنر چه می پرسی
هنر از بی هنر چه می پرسی
ذوق عیسی ز خر چه می پرسی ۱
نور خورشید را به او می بین
آفتاب از قمر چه می پرسی ۲
لیس فی الدار غیره دیار
غیر او ای پسر چه می پرسی ۳
لب او بوسه ده شکر آن است
با لبش از شکر چه می پرسی ۴
عشق مست است و عقل مخمور است
خبر از بی خبر چه می پرسی ۵
خیر وشر را به این و آن بگذار
قصهٔ خیر و شر چه می پرسی ۶
نعمت الله بگو چه می گوئی
هست حال این دگر چه می پرسی ۷
ذوق عیسی ز خر چه می پرسی ۱
نور خورشید را به او می بین
آفتاب از قمر چه می پرسی ۲
لیس فی الدار غیره دیار
غیر او ای پسر چه می پرسی ۳
لب او بوسه ده شکر آن است
با لبش از شکر چه می پرسی ۴
عشق مست است و عقل مخمور است
خبر از بی خبر چه می پرسی ۵
خیر وشر را به این و آن بگذار
قصهٔ خیر و شر چه می پرسی ۶
نعمت الله بگو چه می گوئی
هست حال این دگر چه می پرسی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۲ - حال او از بشر چه می پرسی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۴ - در پی عشق روان شو که به جائی برسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.