خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی، روشنایی درون و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. او از مستی معنوی، فراموشی دانش ظاهری و غرق شدن در دریای عشق الهی صحبت میکند و مخاطب را به تأمل در نور حقیقت دعوت مینماید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این متن، درک آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مفاهیم مانند مستی معنوی و رهایی از وجود و عدم نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۱۲ - خیالش نقش می بندم به دیده
خیالش نقش می بندم به دیده
چنین نقش و خیالی خود که دیده ۱
به نور اوست روشن دیدهٔ من
نظر فرما که بینی نور دیده ۲
الفبا خواندم و کردم فراموش
خطی بر عالم و آدم کشیده ۳
گذشته از وجود و از عدم هم
نمانده سیئات و هم حمیده ۴
خراباتست و ما مست و خرابیم
ز مخموران عالم وارهیده ۵
بیا با ما درین دریا و بنشین
که دریائیست نیکو آرمیده ۶
نگر در آفتاب نعمت الله
که در هر ذره ای روشن بدیده ۷
چنین نقش و خیالی خود که دیده ۱
به نور اوست روشن دیدهٔ من
نظر فرما که بینی نور دیده ۲
الفبا خواندم و کردم فراموش
خطی بر عالم و آدم کشیده ۳
گذشته از وجود و از عدم هم
نمانده سیئات و هم حمیده ۴
خراباتست و ما مست و خرابیم
ز مخموران عالم وارهیده ۵
بیا با ما درین دریا و بنشین
که دریائیست نیکو آرمیده ۶
نگر در آفتاب نعمت الله
که در هر ذره ای روشن بدیده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۱۱ - ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱۳ - خیالش نقش می بندد به دیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.