خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از نعمت الله ولی، وحدت وجود و یگانگی جان و جانان را بیان میکند. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند آینه، میخانه و ساقی، به وحدت در عین کثرت و ناپایداری دنیوی اشاره دارد. او تأکید میکند که تمام عالم در حقیقت یکی است و دوگانگی ناشی از نگاه محدود انسان است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند میخانه و ساقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۷۸ - آینه بردار تا ببینی در او
آینه بردار تا ببینی در او
جان و جانان خوش نشسته روبرو ۱
جز یکی در جمله عالم هست نیست
این دوئی پیدا شده از ما و تو ۲
آب چشم ما به هر سو شد روان
آبرو جوئی بیا از ما بجو ۳
خم میخانه به یک دم درکشم
خود چه باشد پیش ما جام و سبو ۴
تا میانش در کنار آورده ایم
مو نمی گنجد میان ما و او ۵
در دو عالم جز یکی دیدیم نه
چشم احول آن یکی بیند به دو ۶
نعمت الله مست و در کوی مغان
در پی ساقی روان شد سو به سو ۷
جان و جانان خوش نشسته روبرو ۱
جز یکی در جمله عالم هست نیست
این دوئی پیدا شده از ما و تو ۲
آب چشم ما به هر سو شد روان
آبرو جوئی بیا از ما بجو ۳
خم میخانه به یک دم درکشم
خود چه باشد پیش ما جام و سبو ۴
تا میانش در کنار آورده ایم
مو نمی گنجد میان ما و او ۵
در دو عالم جز یکی دیدیم نه
چشم احول آن یکی بیند به دو ۶
نعمت الله مست و در کوی مغان
در پی ساقی روان شد سو به سو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۷ - عارفانه بیا و خوش می گو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۹ - در محیط عشق او جز ما نبو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.