خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی به بیان وحدانیت خداوند و عشق به او میپردازد. شاعر با ذکری مستانه، وحدت وجود و غرق شدن در عشق الهی را توصیف میکند و از شنونده میخواهد که به این حقیقت بپیوندد. او تأکید میکند که در هستی غیر از خدا چیزی نیست و از شنونده میخواهد که از خودی بگذرد و به حقیقت برسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. این محتوا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
غزل ۱۳۷۷ - عارفانه بیا و خوش می گو
عارفانه بیا و خوش می گو
وحده لا اله الا هو ۱
ذکر مستانه می کنم شب و روز
تو ز من بشنوی و من از او ۲
همه عشق است و ما در او غرقیم
عین ما را به عین ما می جو ۳
باش با عاشقان او یک روی
خوش بگو لا اله الا هو ۴
در دو آئینه رو نمود یکی
آن یکی باشد و نماید دو ۵
غیر او نیست در وجود ای دوست
ور تو گوئی که هست غیری کو ۶
این چنین گفته های مستانه
بشنو از من که گفته ام نیکو ۷
خرقهٔ پاک اگر هوس داری
جامهٔ خود تو از خودی می شو ۸
نعمت الله یکی است در عالم
فارغ است از خیال عقل دو رو ۹
وحده لا اله الا هو ۱
ذکر مستانه می کنم شب و روز
تو ز من بشنوی و من از او ۲
همه عشق است و ما در او غرقیم
عین ما را به عین ما می جو ۳
باش با عاشقان او یک روی
خوش بگو لا اله الا هو ۴
در دو آئینه رو نمود یکی
آن یکی باشد و نماید دو ۵
غیر او نیست در وجود ای دوست
ور تو گوئی که هست غیری کو ۶
این چنین گفته های مستانه
بشنو از من که گفته ام نیکو ۷
خرقهٔ پاک اگر هوس داری
جامهٔ خود تو از خودی می شو ۸
نعمت الله یکی است در عالم
فارغ است از خیال عقل دو رو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۶ - هرچه گوئی به عشق او می گو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۸ - آینه بردار تا ببینی در او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.