خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی درباره عشق الهی و وحدت وجود سخن میگوید. شاعر بیان میکند که همه چیز بازتابی از حضرت الهی است و انسان باید از تعلقات دنیوی بگذرد تا به حقیقت برسد. تأکید بر نور الهی، وابستگی وجودی انسان به خداوند، و ضرورت زدودن حجابهای ظاهری برای رسیدن به معرفت از مضامین اصلی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده (مانند 'جام گیتی نما' یا 'تو حبابی و غرقه در دریا') ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۱۳۷۶ - هرچه گوئی به عشق او می گو
هرچه گوئی به عشق او می گو
حضرت او ز حضرتش می جو ۱
گر به یک دم تو را دهد صد جام
نوش می کن روان دگر می پو ۲
جامهٔ پاک اگر طلب داری
خرقهٔ خود به آب می می شو ۳
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی به نور او آن رو ۴
تو حبابی و غرقه در دریا
در پی آب می روی هر سو ۵
نبود این ظهور او بی تا
خود نباشد وجود ما بی او ۶
گیسوی سیدم نخواهی یافت
تا حجابت بود سر یک مو ۷
حضرت او ز حضرتش می جو ۱
گر به یک دم تو را دهد صد جام
نوش می کن روان دگر می پو ۲
جامهٔ پاک اگر طلب داری
خرقهٔ خود به آب می می شو ۳
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی به نور او آن رو ۴
تو حبابی و غرقه در دریا
در پی آب می روی هر سو ۵
نبود این ظهور او بی تا
خود نباشد وجود ما بی او ۶
گیسوی سیدم نخواهی یافت
تا حجابت بود سر یک مو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۵ - ما خیالیم در حقیقت او
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۷ - عارفانه بیا و خوش می گو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.