خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، از زبان عاشقان و مستان سخن میگوید و مخاطب را به شنیدن حکایتهای عاشقانه و معانی عمیق دعوت میکند. در آن از مفاهیمی مانند می، جام، ساقی، و عشق الهی صحبت شده و بر وحدت وجود تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها مانند 'می' و 'مستی' برای سنین پایینتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
غزل ۱۳۴۰ - گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
این چنین گفته ای آنچنان بشنو ۱
با تو گویم حکایت مستان
بشنو از قول عاشقان بشنو ۲
نوش کن جام می که نوشت باد
با تو گفتم ز جان به جان بشنو ۳
از سر ذوق گفته ام سخنی
آن معانی ازین بیان بشنو ۴
می و جام و حریف و ساقی اوست
دو مگو کان یکیست آن بشنو ۵
از کنار نگار اگر پرسی
در میان آ و از میان بشنو ۶
سخن سیدم روان می خوان
آه جانسوز عاشقان بشنو ۷
این چنین گفته ای آنچنان بشنو ۱
با تو گویم حکایت مستان
بشنو از قول عاشقان بشنو ۲
نوش کن جام می که نوشت باد
با تو گفتم ز جان به جان بشنو ۳
از سر ذوق گفته ام سخنی
آن معانی ازین بیان بشنو ۴
می و جام و حریف و ساقی اوست
دو مگو کان یکیست آن بشنو ۵
از کنار نگار اگر پرسی
در میان آ و از میان بشنو ۶
سخن سیدم روان می خوان
آه جانسوز عاشقان بشنو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۹ - تا به کی در خواب باشی یک زمان بیدار شو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۱ - آه دلسوز عاشقان بشنو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.