متن بالا یک شعر عرفانی است که به جستجوی حقیقت و معنویت در وجود انسان و جهان میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به جای دنبال کردن دنیا و عقبی، به جستجوی ذات بیهمتای الهی بپردازد. او همچنین به مکانهایی مانند میخانه و خرابات مغان اشاره میکند که نمادهایی از عرفان و رهایی از تعلقات دنیوی هستند. در نهایت، شاعر نور الهی را در همه چیز جستجو میکند و مخاطب را به تفکر در معنای اسماء الهی و یافتن حقیقت در اشیا دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند میخانه و خرابات مغان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۳۱۹ - نقد گنج کنج دل از ما بجو
آبرو جوئی در این دریا بجو ۱
یک دمی با ما به میخانه خرام
ذوق سرمستان ما آنجا بجو ۲
دنیی و عقبی به این و آن گذار
حضرت یکتای بی همتا بجو ۳
رند سرمستی اگر جوئی بیا
در خرابات مغان ما را بجو ۴
در همه آئینه ها او را طلب
یک مسما از همه اسما بجو ۵
شرح اسماء الهی خوش بخوان
معنیش در دفتر اشیا بجو ۶
نور او در چشم ما پنهان شده
آنچنان پنهان چنین پیدا بجو ۷
ما مقیم خلوت دل گشته ایم
جای ما در جنت المأوا بجو ۸
سید ما نور چشم عالم است
نور او از جملهٔ اشیا بجو ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.