خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از زبان یک درویش خطاب به سلطان بیان میشود که در آن مفاهیمی مانند عشق الهی، تواضع، خودشناسی، عدالت الهی و سیر و سلوک عرفانی مطرح شده است. درویش از سلطان میخواهد که به جایگاه واقعی خود بنگرد و با تواضع و عشق به درگاه الهی نزدیک شود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۲۵۳ - بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین
گفت ای درویش ما تو پادشاهی خود ببین ۱
سر بنه بر درگه ما سر از آنجا برمدار
بر در خلوتسرای ما سرای خود ببین ۲
دردمندانه بیا درمان خود از ما طلب
دُرد درد ما بنوش آنگه دوای خود ببین ۳
گوشهٔ میخانهٔ ما جنت المأوی بود
در چنین خوش خانه ای بخرام و جای خود ببین ۴
نیک و بد گر می کنی یابی سزای خویشتن
نیک نیک اندیشه کن از خود سزای خود ببین ۵
پا ز ره بیرون نهادی سنگ بر پایت زدند
بعد از این گر رهروی در پیش پای خود ببین ۶
عاشقانه خوش در آ در بحر بی پایان ما
نعمت الله را بجوی و آشنای خود ببین ۷
گفت ای درویش ما تو پادشاهی خود ببین ۱
سر بنه بر درگه ما سر از آنجا برمدار
بر در خلوتسرای ما سرای خود ببین ۲
دردمندانه بیا درمان خود از ما طلب
دُرد درد ما بنوش آنگه دوای خود ببین ۳
گوشهٔ میخانهٔ ما جنت المأوی بود
در چنین خوش خانه ای بخرام و جای خود ببین ۴
نیک و بد گر می کنی یابی سزای خویشتن
نیک نیک اندیشه کن از خود سزای خود ببین ۵
پا ز ره بیرون نهادی سنگ بر پایت زدند
بعد از این گر رهروی در پیش پای خود ببین ۶
عاشقانه خوش در آ در بحر بی پایان ما
نعمت الله را بجوی و آشنای خود ببین ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۲ - با تو گویم روی بی چون چو ببین
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۴ - جامیم و شراب این عجب بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.