خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان هویت و جایگاه معنوی و عرفانی گوینده میپردازد. او خود را گوهری از دریای بیپایان، پرتوی از نور خداوند، آینهای از جمال الهی و خط وحدت میداند. گاهی در خیال یار است و گاهی در وصال با او. با وجود تشنگی برای وصال، در زلال عشق غرق است و با یاد روی سید از هر خیالی در امان است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۱۸ - ما گوهر بحر لایزالیم
ما گوهر بحر لایزالیم
ما پرتو نور ذوالجلالیم ۱
گه نقش خیال یار داریم
گه آینه ایم و گه جمالیم ۲
مائیم مثال خط وحدت
ما عین مثال بی مثالیم ۳
خورشید سپهر جم و جانیم
گاهی قمریم و گه هلالیم ۴
هم سیر کنان به کوی هجریم
هم ساکن خلوت وصالیم ۵
ما تشنهٔ آن لب حیاتیم
وین طرفه که غرقهٔ زلالیم ۶
با نقش خیال روی سید
ایمن ز خیال هر خیالیم ۷
ما پرتو نور ذوالجلالیم ۱
گه نقش خیال یار داریم
گه آینه ایم و گه جمالیم ۲
مائیم مثال خط وحدت
ما عین مثال بی مثالیم ۳
خورشید سپهر جم و جانیم
گاهی قمریم و گه هلالیم ۴
هم سیر کنان به کوی هجریم
هم ساکن خلوت وصالیم ۵
ما تشنهٔ آن لب حیاتیم
وین طرفه که غرقهٔ زلالیم ۶
با نقش خیال روی سید
ایمن ز خیال هر خیالیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱۷ - ما گدایان حضرت شاهیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱۹ - فارغیم از ملک عالم فارغیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.