خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی بیانگر فقر و نیاز انسان به خداوند و عشق به اوست. شاعر خود را گدای درگاه الهی میداند و با وجود ناآگاهی از خود، مدعی آگاهی از خداوند است. او از عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی و امنیت در سایه ذکر توحید سخن میگوید.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی عمیق و نیازمند درک و تجربه کافی برای فهم کامل است. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۲۱۷ - ما گدایان حضرت شاهیم
ما گدایان حضرت شاهیم
پرده داران خاص اللهیم ۱
باده نوشان مجلس عشقیم
ره نشینان خاک این راهیم ۲
گر چه از خود خبر نمی داریم
به خدا کز خدای آگاهیم ۳
در ضمیر منیر دل مهریم
بر سپهر وجود جان ماهیم ۴
گاه در مصر تن عزیز خودیم
که چو یوسف فتاده درچاهیم ۵
کام دل در کنار جان داریم
ایمن از آرزوی دلخواهیم ۶
بندهٔ ذاکران توحیدیم
سید ملک نعمت اللهیم ۷
پرده داران خاص اللهیم ۱
باده نوشان مجلس عشقیم
ره نشینان خاک این راهیم ۲
گر چه از خود خبر نمی داریم
به خدا کز خدای آگاهیم ۳
در ضمیر منیر دل مهریم
بر سپهر وجود جان ماهیم ۴
گاه در مصر تن عزیز خودیم
که چو یوسف فتاده درچاهیم ۵
کام دل در کنار جان داریم
ایمن از آرزوی دلخواهیم ۶
بندهٔ ذاکران توحیدیم
سید ملک نعمت اللهیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱۶ - ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱۸ - ما گوهر بحر لایزالیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.