خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن عرفانی بیانگر وابستگی کامل به عشق الهی و تسلیم در برابر ارادهٔ اوست. شاعر خود را همچون آینهای صاف و بیریا میداند که تنها بازتابدهندهٔ سخنان معشوق است. او از عقل فاصله میگیرد و جان را به عشق میسپارد، هر نقش بیگانهای را از دل میشوید و در خدمت بندگی قرار میگیرد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده (مانند بحر، حباب، نقش خیال) درک این متن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین درک رابطهٔ بندگی و عشق الهی نیاز به شناخت قبلی از ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۱۹۳ - زنده به حیات عشق اوئیم
زنده به حیات عشق اوئیم
پیوسته به عشق او نکوئیم ۱
ما ساده دلیم و آینه هم
با او یک رو و رو بروئیم ۲
گوئیم هر آنچه او بگوید
بی گفتهٔ او سخن نگوئیم ۳
بحریم و حباب و موج و جوئیم
در آب نشسته آب جوئیم ۴
ای عشق بیا که جان مائی
وی عقل برو که ما ولوئیم ۵
نقشی که خیال غیر بندد
از چشمهٔ چشم خود بشوئیم ۶
با سید خویشتن حریفیم
در خدمت بندگی اوئیم ۷
پیوسته به عشق او نکوئیم ۱
ما ساده دلیم و آینه هم
با او یک رو و رو بروئیم ۲
گوئیم هر آنچه او بگوید
بی گفتهٔ او سخن نگوئیم ۳
بحریم و حباب و موج و جوئیم
در آب نشسته آب جوئیم ۴
ای عشق بیا که جان مائی
وی عقل برو که ما ولوئیم ۵
نقشی که خیال غیر بندد
از چشمهٔ چشم خود بشوئیم ۶
با سید خویشتن حریفیم
در خدمت بندگی اوئیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۲ - عشق است که مبتلای اوئیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۴ - چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.