خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به توصیف حال و هوای مینوشی، عشق و رندی میپردازد. شاعر از مینوشی، عشقبازی و رندانه زیستن سخن میگوید و خود را استاد این راه میداند. او از مستی و خرابات یاد میکند و از یاران میخواهد تا به او کمک کنند. همچنین، خود را رند و حریف نعمتالله معرفی میکند و میگوید که همه مرادشان را در سرمستی میجویند.
متن به موضوعاتی مانند مینوشی و مستی اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، مضامین عرفانی و رندانه آن نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۱۱۵۰ - میخانهٔ ذوق درگشادیم
میخانهٔ ذوق درگشادیم
مستانه صلای عام دادیم ۱
هر جا دیدیم یار رندی
جامی به کفش روان نهادیم ۲
میخواری و عشقبازی آموز
از ما که تمام اوستادیم ۳
میخانه سبیل ماست امروز
خوش خمم مئی سرش گشادیم ۴
بی می نفسی نمی توان بود
چون می نخوریم ما جمادیم ۵
مستیم و خراب در خرابات
یاران مددی که اوفتادیم ۶
رندیم و حریف نعمت الله
سرمستان را همه مرادیم ۷
مستانه صلای عام دادیم ۱
هر جا دیدیم یار رندی
جامی به کفش روان نهادیم ۲
میخواری و عشقبازی آموز
از ما که تمام اوستادیم ۳
میخانه سبیل ماست امروز
خوش خمم مئی سرش گشادیم ۴
بی می نفسی نمی توان بود
چون می نخوریم ما جمادیم ۵
مستیم و خراب در خرابات
یاران مددی که اوفتادیم ۶
رندیم و حریف نعمت الله
سرمستان را همه مرادیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۹ - با خراباتئی در افتادیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۱ - ما آینه در نمد کشیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.